روانشناسی زن و مرد

  • روانشناسی زن و مرد

 روانشناسی زن و مرد

گوهر وجودی زن و مرد یکی است. هر دو انسانند و با یکدیگر ضمن این که تفاوت هایی دارند، شباهت های بسیاری نیز دارند ولی متاسفانه، پژوهش ها و گرایش های علمی، بیشتر به تفاوت های زن و مرد تکیه دارند.

افزون بر آن، زن و مرد در ویژگی هایی، همپوشی های زیادی نشان می دهند که به توزیع فراوانی این ویژگی ها در آن ها باید توجه نمود. (که توجه کمتری شده است.)

 موضوع شباهت ها یا تفاوت های زن و مرد، از گذشته های دور وجود داشته است به طوری که افلاطون معتقد بود که زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می توانند همان وظایفی را که مردان برعهده دارند، مانند تعلیم امور جنگی، شرکت در مسابقات ورزشی و غیره را عهده دار شوند و از همان حقوق مردان بهره مند گردند ولی به طور کلی زنان از مردان در نیروهای روحی، دماغی و جسمی، ناتوان تر هستند.

ارسطو بر خلاف استادش معتقد بود که تفاوت بین زن و مرد تنها از جنبه ی کمی نیست بلکه از جنبه ی کیفی که همانا استعدادها و فضایل اخلاقی است نیز با هم متفاوتند.

تفکر ارسطویی و شیء انگارانه که زن را موجودی غیرانسانی برمی شمرد و او را در ردیف اموال و دارایی های غیر انسانی خود معرفی می کرد، تا دهه ی 1970 وجود داشت و بعد از آن، نظریه ی برابرنگر تحت عنوان نهضت اجتماعی زنان شکل گرفت.

در گذشته، تفاوت زن و مرد در چند موضوع و به طور عمده در دو امر کلی عقل و احساس ها خلاصه می شد ولی امروزه با پیشرفت و تخصصی شدن علوم، تفاوت بین زن و مرد از نظر ساختاری و کارکردی، ادعا و گاهی اثبات شده است. پروفسور ریک (روانشناس) می گوید: دنیای مردان با دنیای زنان به کلی فرق دارد.

اگر زنان نمی توانند مانند مردان فکر  کنند یا عمل نمایند به این دلیل است که دنیای آن ها با یکدیگر متفاوت است.

خانم دالسون (روانشناس) پس از تحقیق هایی که انجام داده به این نتیجه رسیده است که:

1-    تمام زن ها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و از مرئوس بودن، بیشتر خوششان می آید.

2-    تمام زن ها می خواهند احساس کنند که وجودشان موءثر و مور د نیاز است.

و این دو نیاز روحی زنان از این واقعیت سرچشمه می گیرد که خانم ها تابع احساس ها و آقایان تابع عقل هستند.

بسیار دیده شده که خانم ها از لحاظ هوش نه تنها با مردان برابری می کنند بلکه گاهی از آن ها برتر هستند ولی نقطه ی ضعفشان فقط احساس های شدید آن هاست.

مردان همیشه عملی تر فکر می کنند، بهتر قضاوت می کنند، سازمان دهنده ی بهتری هستند و بهتر هدایت می کنند.

پس می توان گفت که برتری روحی مردان بر زنان از روی طبیعت آن هاست و هر قدر هم خانم ها بخواهند با این واقعییت مبارزه کنند، بی فایده خواهد بود.

خانم ها به علت این که حساس تر از آقایان هستند، باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند.

بزرگ ترین هدف خانم ها در زندگی تامین است و وقتی به هدف خود نایل شدند، دست از فعالیت می کشند. زن برای رسیدن به هدف، از روبرو شدن با خطرها بیم دارد. ترس تنها احساسی است که در برطرف کردن آن به کمک احتیاج دارد. کارهایی که به تفکر مداوم احتیاج دارد، زن را کسل و خسته می کنند.

 تصورها و باورهای قالبی وکلیشه ای موجود در مورد زنان و مردان که این صفت هارا از ویزگی ها ی ایشان می دانند و از سال 1972 تاکنون تغییر محسوسی نداشته است به قرار زیر هستند ولی این صفت ها در فرهنگ ها، نژادها و طبقه های اجتماعی، متفاوتند.

زنان

محافظه کار و خویشتن دار، دلواپس عواطف و احساس های دیگران، دارای گرایش های دینی عمیق، میل به امنیت خواهی فراوان، تمایل و علاقه ی شدید به هنر و ادبیات و به سادگی، عواطف لطیف را به زبان می آورند.

نکته قابل ذکر این که، قطعه ی پیشانی که مرکز سازماندهی اطلاعات حسی، هیجان پذیری و برنامه ریزی اعمال است و آهیانه ای که مرکز احساس های بدنی است در زنان بزرگ تر از مردان است.

مردان

بسیار مستقل، پرخاشگر و سلطه طلب، به سادگی تحت تاثیر قرار نمی گیرند، بسیار شیفته ی ریاضی و مقوله های علمی، خویشتن دار در برابر بحران ها، فعال در بسیاری از زمینه ها و تمایل به رقابت جویی عمیق، به طور تقریبی به سان یک رهبر  عمل می کنند، دارای اعتماد به نفس و بسیار جاه طلب و به آداب و شیوه های جهان آگاهند.

 قابل توجه این که، در عملکرد کلی هوش، تفاوتی بین زن و مرد نیست ولی در عملکردهای اختصاصی تفاوت وجود دارد.

هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است و در فهم مطالب نیز پسران راحت تر مطالب را می فهمند.

 عامل ارثی و ژنتیکی جنسیت

هر سلول شامل 23 جفت کروموزوم است که یک جفت آن کروموزوم جنسی و بقیه حامل هزاران ژن و شامل خصوصیت های بدن همچون رنگ مو، نوع خون و غیره هستند و در رشد انسان، نوع جنسییت، عامل تربیت و پرورش از اهمییت به سزایی برخوردار است.

 

توانایی های شناختی

زن و مرد در هوش کلی مانند توانایی یادگیری، حافظه، مفهوم سازی استدلال، حل مساله و خلاقییت، بیشتر شباهت دارند تا تفاوت ولی بعضی از این موارد در یکی از این دو قوی تر و رشدیافته تر از دیگری است.

برتری زنان

توانایی های کلامی: فراگیری سریع تر، خزانه لغت های بیشتر، عملکرد بهتر در دیکته نویسی و دقیق نوشتن، درک مفاهیم دشوارتر، حرف زدن و خواندن.

توانایی های ریاضی: دختران و پسران تا پایان کودکی از نظر توانایی های ریاضی، شبیه یکدیگرند ولی در نوجوانی، پسران پیشی می گیرند.

عوامل زیبا شناسی: مانند تشخیص رنگ ها، سنین، عوامل ظاهری و از این قبیل، زنان برتری دارند.

برتری مردان

توانایی های فضایی: شامل مهارت در مشاهده کردن، دست کاری کردن اشکال و ارقام، تصور شیء به طور ذهنی، تشخیص اشکال مختلف، خواندن نقشه و از این قبیل و به طور کلی دارای عملکرد بهتری در آزمون های مختلف توانایی فضایی.

توانایی های ریاضی: به طور نسبی مردان در توانایی های ریاضی قوی تر و در آزمون های استدلال ریاضی که جای محاسبه های ساده را می گیرند، برترند.

 ویژگی های روانی

 اعتماد به نفس: مردان اعتماد به نفس بیشتری دارند و زنان از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند ولی در مقوله های وابسته به جنسییت خود، اعتماد به نفس بیشتری نشان می دهند، به هنگام مقایسه با دیگران، اعتماد به نفس کمتری نشان می دهند و به طور کلی، رفتار حاکی از اعتماد به نفس برای زنان، ممکن است لاف زنی تلقی شود و پسندیده نیست.

عزت نفس: عزت نفس یا ارزش و احترامی که برای خود قایلیم، در کودکان دختر و پسر تفاوتی ندارد ولی در نوجوانی، دختران در آن ضعیف تر از پسران هستند.

سبک زندگی: در سبک زندگی که مجموعه ی عادت ها، رفتارها وچگونه زیستن است، زنان سالم تر و مثبت تر از مردان هستند و به تغذیه ی مناسب، خواب به موقع و رعایت بهداشت پایبندترند.

استفاده از مواد مخدر و الکل در مردان شایع تر است.

پرخاشگری: مردان پرخاشگرتر از زنان هستند و رفتار دختران، ملایم تر و صلح آمیزتر از پسران است. پرخاشگری در مردان بیشتر بدنی و در زنان اغلب به صورت کلامی است.

یادگیری: میزان یادگیری مردان بیشتر از زنان است.

میزان یاری رسانی مردان و زنان در موقعییت های خاص متفاوت است. مردان، قهرمانانه و در حضور دیگران انسانی را نجات می دهند ولی زنان در غم خواری و همدردی با دیگران بهتر عمل می کنند.

احساس ها و عواطف: زنان از مردان عاطفی تر هستند و سریع تحت تاثیر عواطف قرار می گیرند و راحت تر از مردان عواطف خود را آشکار می سازند.

 علایق و انگیزه ها

رهبری: بر اساس تحقیق های قدیم، مردان نقش رهبری را بهتر ایفا می کنند ولی تحقیق های جدید حاکی از دو نوع سبک رهبری زنانه و مردانه می باشد و زنان گرایش قوی تری به رهبری دموکراتیک و لیبرالیستی دارند.

دوستی: دوستی زنان بیشتر بر پایه ی حرف زدن و سهیم گشتن عاطفی تکیه دارد و صحبت های ایشان به طور عمده در خصوص مسایل و احساس های شخصی است ولی دوستی مردان بر روی فعالیت ها و انجام کارهای مشترک تاکید داشته و به صحبت کردن راجع به مسایل روز و بیرونی می پردازند.

مذهب و دینداری: گرایش و فعالیت زنان به دین بیشتر از مردان است. زنان در ارزش های ذوقی، اجتماعی و دینی بهترند و مردان در ارزش های اقتصادی، سیاسی و نظری.

عشق: عشق برای زنان یک ارزش است و به عشق، ارتباط و زیبایی بها می دهند، کمال را در سهیم بودن و روابط داشتن تجربه می کنند و به زیبایی، هنر، معاشرت با مردم و تجربه های عرفانی، گرایش شدیدتری داشته و به کارهای خانه، اشیاء و کارهای ذوقی، مشاغل کم تحرک، مراقبت از کودکان و سالمندان نیز گرایش دارند. مردان به امور سیاسی و تئوریک، قدرت و نفوذ بر مردم،    حق جویی با ابراز عقل و خود، داد و ستد، شکار، ماهیگیری، اتومبیل رانی و اخبار علاقه مندند.

 مهارت های ارتباطی

در ارتباط ها، اظهار نظر مردان، قاطع، آمرانه و قدرت نمایانه است و ضمن ارایه ی اطلاعات فردی خود، هدفشان از گفتگو، حفظ پایگاه شخصی است ولی زنان از کلمه های آزمایشی و تایید جویی استفاده کرده، حمایت عاطفی ارایه می کنند و هدفشان از گفتگو، برقراری و حفظ ارتباط است.

مردان بیشتر در گروه صحبت می کنند و زنان نسبت به پیام های غیر کلامی حساس ترند.

توانایی ادراک

زنان، توان بالایی در ادراک شنوایی دارند و از هر صد محرک صوتی به طور تقریبی، تمامی آن ها را می شنوند. این توانایی در مردان کمتر است و علت آن پایانه یا صافی موجود در مغز است که صداها از آن صافی عبور کرده و صدای مطبوع شنیده می شود و آقایان، تنها صداهای انتخاب شده را می شنوند. این پایانه در مغز خانم ها به خوبی کار نمی کند و همه ی صداها را می شنوند.

زنان، قدرت بینایی بیشتری دارند زیرا ادراک جزیی داشته و سرعت ادراک در آن ها بیشتر است. مردها ادراک کلی دارند و به دلیل توجه کمتر، خیلی چیزها را نمی بینند.

زنان در تشخیص رنگ ها و ادراک اندازه ها، برتری دارند و مردان در چهره شناسی و بازشناسی چهره ها، موفق ترند. زنان، قدرت بویایی قوی دارند که آن سنگ بنای رابطه ی احساسی بین مادر و کودک است.از لحاظ قدرت چشایی نیز زنان از قدرت بالایی نسبت به مردان برخوردارند.

آستانه ی درد در زنان، پایین است و با کمترین ضربه، احساس درد می کنند و تحملشان کم است. و برعکس مردان، آستانه ی درد بالایی داشته و قدرت تحملشان بیشتر است.

به طور کلی، قدرت ادراک زن ها بالاتر از مردهاست.

یکی از جنبه های شناختی، تفکر است.

تفکر ابتدایی در دختران کوچک بیشتر از پسران است و در تفکر انتزاعی که استنتاج معنای صحیح از چیزی است، خانم ها جزیی گرایند و به همین دلیل حرف زدن، رابطه و مباحثه با ایشان سخت است در حالی که آقایان، کلی گرایند و در مباحثه و مجادله، به سرعت موضوع را ختم می کنند.

تفکر حل مساله ای در خانم ها به دلیل تفکر انتزاعی و جزیی نگر، به کندی پیش می رود و آقایان در آن، زمان کمتری صرف کرده، در کیفییت سرعت بهتر و به طور کلی جلوتر هستند.

در تفکر فیلسوفانه که عالی ترین نوع تفکر است و به متافیزیک و جهان ماوراءطبیعت می پردازد، باز هم مردها جلوترند و زن فیلسوف در دنیا نادر است زیرا زنان وقت خود را صرف امور ناچیز می کنند و فرصت تفکر فیلسوفانه را ندارند.

تفاوت های خلقی

زنان، بیشتر افسرده می شوند ولی سطحی و موقتی است و آن را بروز می دهند. در مقابل، مردان کمتر افسرده می شوند ولی به صورت عمیق و پایدار و آن را بروز نمی دهند.

زنان سه برابر مردان اقدام به خودکشی می کنند ولی مردان سه برابر زنان به طور واقعی خودکشی می کنند.

فشارهای عصبی و روحی

زنان با فشارهای عصبی و روحی، به هیجان آمده، مساله را مطرح می کنند و نیاز به همدردی دارند و مردان با فشارهای عصبی و روحی گوشه گیر شده، در خود فرو می روند، سعی می کنند مساله را حل کنند و کمتر از کسی کمک می گیرند.

زنان رابطه گرا و مردان هدف گرا هستند.

زنان گروه گرایی کمتری دشته و با یک یا دو نفر صمیمی می شوند ولی مردان گروه گرا ترند و با دوستان بیشتری صمیمی می شوند.

تفاوت های روانی

شکل گیری هویت دختران، برای استقلال شخصی نیست بلکه برای صمیمییت و مراقبت از دیگران است و در پسران، از اساس برای استقلال، رقابت و فردیت است.

زن، به وابستگی گرایش دارد و از تنهایی می ترسد و مرد ضمن استقلال طلبی، در مقابل نیاز دیگران، احساس توانمندی می کند.

زنان در مقابل مشکل ها، به جزء جزء آن ها توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند ولی مردان، کلی نگرند و منطقی تر عمل می کنند.

اندیشه ی اخلاقی زنان، به روابط بین فردی توجه داشته، نسبت به دیگران احساس مسئولییت   می کند و جنبه ی از خود گذشتگی دارد و برای مردان، خودمختاری و شایستگی مبنای قضاوت اخلاقی است. اخلاق پسران بیشتر بر مبنای عدالت شکل می گیرد و پسران بیشتر از دختران از قوانین اخلاقی سرمی پیچند. زنان گرچه حساس ترند ولی در مسایل اخلاقی سخت گیر تر هستند.

دیگر تفاوت ها

زن دیگران را زنانه دوست دارد و مرد دیگران را مردانه دوست دارد.

خانم ها خودشان را با حرف زدن و گریه کردن تخلیه می کنند و آقایان برعکس؛ که موجب سکته در ایشان می شود.

مغز خانم ها می تواند روی چند کار متمرکز شود و مغز آقایان بر روی یک کار متمرکز می شود.

نیم کره ی راست مغز هر انسان با ادراک و احساس و نیم کره ی چپ با منطق و تحلیل کار دارد.

خانم ها، در آن واحد، از هر دو نیم کره و آقایان از یک نیم کره استفاده می کنند؛ در نتیجه آقایان نمی توانند در آن واحد، هم منطقی و هم رمانتیک باشند. یعنی خانم ها مادرزاد، نابغه هستند.

مغز خانم ها عمومی تر و مغز آقایان، تخصصی تر است.

خانم ها می گویند کامپیوتر مذکر است زیرا:

وقتی به آن عادت می کنی، خیال می کنی که بدون آن هیچ کاری نمی توانی انجام دهی.

داده های زیادی دارد ولی هوشمند نیست.

قرار است مشکل ها را حل کند ولی در اکثر مواقع، مشکل اساسی خودش است.

وقتی پایبندش می شوی، تازه می فهمی که اگر صبر کرده بودی، بهترش گیرت می آمد.

آقایان می گویند کامپیوتر موءنث است زیرا:

همین که پایبندش شدی، هر چه پول در می آوری باید خرجش کنی و لوازم جانبی برایش بخری.

به غیر از کسی که خلقش کرده، هیچکس از درونش سر در نمی آورد.

کوچک ترین اشتباه ها را در حافظه ی دراز مدت خود نگه می دارد و یک روزی به ما برمی گرداند.

 


بروز رسانی: 20 فروردین 1398

همایش سرا راهی به سوی موفقیت