فن بیان و سخن -راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام !!

  •  فن بیان و سخن -راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام !!



اگر به نکات زیر دقت کنید هنر فن بیان و محاوره بسیار آسان می شود و در موقعیت های اجتماعی با
اعتماد به نفس کامل می توانید ارتباط برقرار کنید.
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و
سردی
بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!


اولین قانون برای شروع گفتگو :
۱- بخواهید که درباره ی موضوع اصلی صحبت کنید نه حاشیه :
۱ در محیط کاری : -۱
اگر شما با یک بازاریاب حرفه ای طرف هستید ، او هر طور شده رشته کلام را به دست می گیرد تا به هر
صورت محصول خود را ارائه دهد ، به یاد داشته باشید او هیچ وقت شما را در موقعیتی قرار نمی دهد که
کلمه بله یا خیر را در مورد تایید یا عدم تایید جنس مورد نظر بگویید .
به طور مثال شما هرگز از دهان آنها این حرف را نمی شنوید که : آیا می خواهید این بیمه را بخرید ؟!حتی
اگر با خرید مخالفت کنید باز هم پافشاری او بیش ترشده و با با عباراتی مثل : شما اصلا” در مورد این بیمه
چیزی می دانید ؟!! و در این وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش می دهد ” نه هیچی نمی دانید ”
و یک سری چیزهایی بیان می کنند که شاید در نهایت هیچ ربطی به موضوع اصلی نداشته باشد ، در این
حالت فروشنده راحت می تواند به هدف اصلی خود برسد و بحث را ببندد. این بازاریاب ها سوالاتی می
کنند تا شما را به اهداف و پیش بینی های ذهن خود نزدیک کرده و چون شما در موقعیت یک فروشنده
نیستید ، بالاخره راضی به خرید می شوید ! بنابراین موضوع اصلی بحث را فراموش نکنید.
۱- این حالت در موقعیت های روزمزه اجتماعی چگونه می شود ؟

فرض کنید سر میز شام هستید با دوستانتان ، شما نباید فقط بگویید ” این مرغ چقدر خوشمزه است  !”
بلکه با اضافه کردن کلماتی به سوال خود منتظر پاسخی می مانید !
بطور مثال ” این مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در یک شب دیگر بسیار لذید می شود ! بگویید
! کی و کجا آن را درست کنیم و بخوریم ؟ ۱
خوب ! سکوتی بین شما و آنها ایجاد می شود که در حین اینکه آنها از درون از دست شما عصبی هستند
ولی تنها شما آنها را مجبور کردید که با خوشحال نشان دادن خود سعی کنند تنها نظر شما را بپذیرند و
موضوع گفتگو شروع می شود!
مثال دیگر :
شما می خواهید در مورد لباس یک خانم نظر دهید و آن را کامل تر کنید :
شما نباید بگویید :” چه لباس قشنگی ” خوب ، مطمئنا” او تنها پاسخ می دهد ” متشکرم! “
بنابراین این طور می پرسید :” چه لباس قشنگی ! از کجا خریده ای ؟ ” ، در این حالت پاسخ او کامل تر
است و حداقل می دانید از کدام فروشگاه خرید کرده است ، پس این طور ادامه می دهید و می پرسید : ”
آن فروشگاه کجاست ؟” و در ادامه می گویید” همسر من ) یا کس دیگر را مثال بزنید ( از جای دیگر خرید
می کند، من واقعا” لباسهای سبک اصیل و رسمی را دوست دارم تقریبا” شبیه مدلهایی که درتلویزیون است
، شما دیده اید ؟! ” و به این ترتیب گفتگو ادامه می یابد …
۲- آرام و خونسرد باشید :
یک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم می شود ، همیشه باادب باشید و با روی خوش ، دیگران همیشه
با چنین کسی دوستانه برخورد می کنند.
۳- می توانید دقیقا” از جایی که هستید شروع کنید :
به طور مثال اگر مورد اصلی بحث محیطی است که در آن هستید این طور می گویید :
” چه دکور جالبی !” ” نظر شما درباره ی رنگ آمیزی آن چیست ؟!”
نباید دائم به آن چیزی که خودتان علاقه دارید اشاره کنید ، نظر دیگران را بخواهید تا پاسخی هم از
آنهاداشته باشید واین چنین است که ناخودآگاه گفتگو شروع می شود.
اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به عنوان نقد کننده خبری هستید بازهم نظر دیگران را بپرسید و آنها را در
بحث سهیم کنید.
در باره ی موضوعی که ممکن است کسی ناراحت شود بحث نکنید چرا که خیلی موضوعات عادی و عمومی
هستند که افراد می توانند بدون ایجاد دلخوری در مورد آنها گفتگو کنند.
در واقع مهم این است که به طریقی آنها را درگیر بحث کنید و محاوره به خودی خود ادامه می یابد.
به یاد داشته باشید اگر بین افراد ، سکوتی حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خیلی
خوشحال می شوند که کسی مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند.
تکنیک های صدا : چطور عالی صحبت کنید
اگر به تکنیک های صدایی برای صحبت کردن در کار علاقهمند باشید، ممکن است تحقیق درمورد آن
وقتگیر باشد و مطالب به درد بخوری هم از این جستجوها عایدتان نشود. به همین دلیل با این مقاله
تصمیم گرفتهایم کارتان را سادهتر کنید .
اما چرا باید مهارتهای صدایی شما در تجارت و کار مهم باشد؟ اگر دلیل سخنرانیهای کاری فقط ارائه
اطلاعات است، به جز اینکه فقط صدایتان باید به قدری رسا باشد که به گوش شنوندگان برسد، صدایتان
دیگر چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟ این تلهای است که خیلی از سخنوران تجاری در آن میافتند.
گفتگوی غیرکلامی، از جمله صدا، تاثیر شگرفی بر رفتار و میزان پذیرش شنوندگان نسبت به پیام شما دارد.
بنابراین برای اینکه بتوانید تاثیر لازم را بر مخاطب خود داشته باشید، میبایست بتوانید برای گفتگوهای
کاریتان صدایی تاثیرگذار داشته و از آن برای کیفیت و قدرت دادن به تواناییهای حرف زدن خود استفاده
کنید .
توانایی شما برای ترغیب کردن دیگران با صدای شما در ارتباط است
هر فرد به طرق ابتدایی نسبت به صدای یک نفر پاسخ میدهد. اگر در بخش فروش یا بازاریابی باشید، برای
کاری مصاحبه میکنید و یا در جلسهای میخواهید نظرتان را به دیگران بقبولانید –به عبارت دیگر اگر
کارتان طوری است که لازم است شنوندههای خود را برای کاری متقاعد کنید– باید به این جنبه اساسی
طبیعت انسان توجه خاص داشته باشید .
اما صدای شما واقعاً تا چه حد بر اعتبار، قدرت و قابلباور بودنتان اثر دارد؟ صدا از طریق ترکیبی از احساس
و زیرکی اثربخشی خود را نشان میدهد . صفحات پاورپوینت هیچوقت نمیتوانند گویای احساس باشند. و
هرچه پیامتان پیچیدهتر و سطح بالاتر بوده و مخاطبینتان باسوادتر باشند، صدای شما درجهبندیهای
دقیقتری به دست میآورد .
صدا به طور تحسینآمیزی میتواند از پس این چالش برآید. صدای شما، صرفنظر از مغزتان،
قابلانعطافترین ابزاری است که برای قانع کردن و تحتتاثیر قرار دادن دیگران میتوانید از آن استفاده
کنید. ازاینرو ابزاری ایدآل است که کمکتان میکند دقیقاً همان تاثیری که میخواهید را بر شنوندگانتان
ایجاد کنید. برای موفق شدن در این راستا، هیچ تکنیکی خوب عمل نمیکند. درواقع اینکه یاد بگیرید گرمتر
حرف بزنید، قویترین ابزار دنیا برای متفاعد کردن مخاطبین را در اختیارتان قرار میدهد .
۴ تکنیک برای اینکه سخنگویی پویا شوید
به دست آوردن حضور صدایی مناسب برای صحبت کردن در جمع نه تنها به کارتان و موفقیت شرکتتان
کمک میکند بلکه به شما این امکان را میدهد که دقیقاً همان پیامی که در ذهن دارید را به مخاطبینتان
برسانید: البته کاملاً موثر و سریع. در زیر به ۴ عنصری اشاره میکنیم که کمکتان میکند به سطح بالاتری از
تاثیرگذاری صدا در کار دست یابید .
۱ . حمایت تنفس : تنفس در حرف زدن با نفس کشیدن عادی فرق دارد و موقع حرف زدن نیاز به تنفس
عمیقتری است. همچنین این نفس کشیدن باید بسیار کنترلشدهتر باشد زیرا حرفی که از دهانتان بیرون
میآید، نتیجه برخورد هوا به تارهای صوتیتان است. تنفس درست پایه و اساس خوب حرف زدن است زیرا
مخالف تنفس بد به دلیل عصبی بودن و استرس داشتن است. تمرین اصلی آن تمرین تنفس دیافراگمی
است. نام دیگر آن تنفس از شکم است و بسیار کار سادهای است: اجازه بدهید شکمتان موقع داخل و بیرون
دادن هوا بالا و پایین شود نه سینه و شانههایتان. با تنفس از شکم شما ذخیره هوایی ایجاد میکنید که به
خوبی از صدایتان حمایت کرده و باعث قویتر شدن آن میشود .
۲ . عطف صوتی : است » یکنواخت « این دقیقاً متضاد حرف زدن . شما هم احتمالاً مثل بقیه آدمها وقتی
درمورد موضوعی که خیلی به آن علاقه دارید صحبت میکنید، صدایتان بالا-پایینهایی پیدا میکند. از
طرف دیگر حرف زدن در موقعیتهای پرفشار باعث صاف و یکنواخت شدن تن صدای شما خواهد شد . این
باعث میشود که شنوندهها توجه خود را از دست بدهند زیرا گوشهای ما به تغییر جواب میدهد نه به
یکنواختی. سخنرانان در عرصه تجارت معمولاً افت و خیزهای زیادی به صدای خود نمیدهند اما اینکه
صدایتان محدوده بالا و پایین شدن دارد، یک دلیل داشته است! اگر صدایتان چندان رسا نیست، وقت آن
رسیده که کمی رنگ و بوی آن را تغییر دهید. با این روش شنوندههایتان خیلی راحتتر خام حرفهایتان
خواهند شد .
۳ . طرحریزی برای قدرت : چرا سخنرانان تجاری اعتقاد دارند که محتوای حرفهایشان اهمیت بسیار
زیادی دارد اما توجهی به مهارتهای صدایی خود ندارند؟ برای اینکه شنوندههایتان را به همانجایی که
خودتان میخواهید هدایت کنید، به قدرت ماکسیمم نیاز دارید. صدای شما یکی از راههایی است که با
کمک آن میتوانید به این دست پیدا کنید. قدرت صدا با تنفس دیافراگمی شروع میشود زیرا باعث میشود
صدا انعکاس قویتری داشته باشد. هیچوقت سعی نکنید برای رسیدن به چنین نوع قدرتی بلندتر حرف
بزنید زیرا باعث میشود صدایتان به شکل ناخوشایندی تغییر کند. درعوض، سعی کنید انرژیتان را بیشتر
کنید .
۴ . همدردی : هر سخنگویی باید نسبت به شنوندههای خود همدردی نشان دهد. البته، همدردی چیزی
نیست که در آن لحظه بسازید. برای اینکار باید درمورد موضوع بحثتان کاملاً بااحساس حرف بزنید. اگر
صدایتان طوری به نظر برسد که انگار نسبت به موضوع بیتفاوت هستید، شنوندهها هم همینطور خواهند
بود. و برای به کار بردن زبان حساسی برای متقاعد کردن و الهام بخشیدن به آنها تردید نکنید. همچنین باید
شنیدن « راهی برای » شنوندههایتان پیدا کنید. چه گفتگوی غیرکلامی دریافت میکنید؟ شنوندههایتان
هستند که با شما حرف میزنند، صدایشان را میشنوید؟ به آنها نشان دهید که احساسشان را نسبت به
طریقه حرف زدنتان با آنها میفهمید و به سوالاتشان پاسخ دهید .
صدای شما قدرت بینظیری برای تحت تاثیر قرار دادن شنوندههایتان نسبت به پیامتان دارد. پس چرا از این
صحبت نکنید و از این ابزار لازم کاری بهره کافی نبرید؟ » هوشمندانهتر « به بعد
هنر گفتگوی کوتاه برای ایجاد ارتباط موثر
ارتباط با هنر گفتگو کردن آغاز می شود. انجام یک گفتگوی ساده کار سختی نیست اما اگر بخواهید به
طریقی جالب شخصیت و شوخ طبعی خود را نشان دهید نیاز به مهارتی دارد که به نظر می رسد فقط از
عهده بعضی ها برمی آید.
شخصیت
گپ های کوتاه نباید لزوماً پوچ و بیهوده باشند. گپ زدن راهی برای نشان دادن شخصیت و علایق شما به
طریقی غیرمستقیم است. گفتگوهای کوتاه تا حد زیادی رفتار، نوع شخصیت و دیدگاه های شما را آشکار می
کند.
با داشتن مهارت واقعی گفتگو می دانید چطور باید شخصیتتان را آنطور که می خواهید نشان دهید. این به
معنای فریب دادن یا نشان دادن یک تصور دروغین از خودتان نیست، به این معنی است که خواهید دانست
چطور باید قسمت هایی از خودتان که به فرد مقابل بی ارتباط است را جدا کرده و قسمتی از خودتان را
نشان او دهید که درارتباط باشد.
افراد دوست داشتنی استعدادی طبیعی برای نشان دادن شخصیتشان به گونه ای دارند که دیگران بتوانند به
خوبی با آن ارتباط برقرار کنند.
باید نشان دهید، بیان نکنید. هیچکس افراد خودستا و متظاهر را دوست ندارد. سعی کنید متواضع ·
باشید و یادتان باشد نشان دادن ضعف هایتان خیلی بیشتر از خودستایی شما را به دیگران می شناساند.
به دنبال تشابه باشید. نیاز به توافق کامل نیست اما باید بین خودتان و فرد مقابل شباهت هایی پیدا ·
کنید. شاید با دیدگاه سیاسی همکارتان مخالف باشید اما احتمال آن هست که فرزندانی هم سن داشته
باشید.
نقاط آسیب پذیر خود را نشان دهید اما نه بیش از حد. نشان دادن چند مورد از ضعف هایتان البته ·
توام با اعتماد باعث می شود دیگران بتوانند راحت تر با شما ارتباط برقرار کرده و اعتماد کنند. اما اگر به
دنبال ترحم باشید و مدام از مشکلاتتان شکایت کنید، دیگران از شما دور خواهند شد.
تاثیر اول
لازم نیست برای ایجاد یک تاثیر اولیه عالی روی طرف مقابل خیلی خودتان را نگران کنید. نگرانی بیش از
حد برای معرفی خودتان تاثیر منفی خواهد گذاشت. باید بدانید که روابط رشد می کنند و بااینکه ممکن
است تاثیر اولیه اهمیت زیادی روی طرف مقابل داشته باشد اما کنترل آن قضاوت های اولیه کار بسیار
دشوار است.
بهترین شروع ها معمولاً آنهایی است که طبیعی باشد. یک سلام ساده بسیار موثرتر از این است که تلاش
کنید در چند دقیقه اول خود را بانمک و کاریزماتیک نشان دهید. اگر می خواهید تاثیر اولیه خوبی بر جای
بگذارید، نکات زیر می تواند کمکتان کند:
ظاهری آراسته داشته باشید. نباید طوری به نظر برسید که انگار شش ماه است گوشه خیابان ·
خوابیده اید. خوب لباس بپوشید و به آرایش موها و صورت خود رسیدگی کنید.
معمولی شروع کنید. لازم نیست در ۵ دقیقه اول همه زندگیتان را رو کنید. همه چیز را آرام آرام و ·
کاملاً عادی شروع کنید.
همیشه رفتاری دوستانه داشته باشید. صمیمیت و برون گرایی را نمی توانید تحمیل کنید. سعی ·
کنید همیشه و با همه رفتاری اجتماعی و دوستانه داشته باشید. با این روش هر زمان که خواستید به
ملاقات مدیرعاملتان بروید یا با غریبه ای که نظرتان را جلب کرده سر گفتگو را باز کنید کاملاً طبیعی جلوه
خواهید کرد.
لحنتان را بشناسید
هر که می گوید نباید هیچوقت خودتان را سانسور کنید بیهوده گفته است. هیچوقت نباید در مراسم ترحیم
لطیفه تعریف کنید یا در مهمانی گریه سر دهید. هر موقعیت اجتماعی آداب و رسوم خود را دارد.
اما نباید مقررات اجتماعی را وحی منزل بدانید. سعی کنید تجربه کنید و از تغییرات گاه و بیکار نترسید.
آنهایی که استاد گپ های کوتاه و پیدا کردن دوست های تازه هستند می دانند چه چیز قابل قبول است و
چه چیز نیست. شناختن لحنتان و توجه به آن نیاز به مشاهده و آزمایش و تجربه دارد.
شوخ طبعی
چند جمله شوخ طبع بودن شما را نمی رساند اما خنده یکی از بهترین مولفه های یک ارتباط موفق است.
بیشتر شوخ طبعی ها جزء یکی از موارد زیر هستند:
تعجب – یک چیز غیرمنتظره می تواند خنده دار به نظر برسد. ·
اغراق – داستان ها و مثال هایی که فرای واقعیت باشد باعث خنده دار شدن مطلب می شود. ·
کنایه – اگر خیلی منفی باشد شاید موجب ناراحتی طرف مقابل شود اما اگر استادانه و برخلاف ·
جهت اغراق بیان شود نوعی شوخ طبعی است.
زمینه مورد نظر – بعضی رفتارها یا کارها به خاطر آن زمینه خاص خنده دار به نظر می رسند. خیلی ·
حرف ها اگر به جا زده شوند مفید هستند اما در زمان های دیگر کاملاً نابجا خواهند بود.
داستان ·
داستان ها
داستان گویی یکی از مهمترین جنبه های گپ های کوتاه است. برای گفتن داستان های جالب به چند نکته
باید توجه داشته باشید:
آخر داستان را بدانید. باید بدانید داستان را چطور تمام کنید تا تاثیرگذار باشد. ·
با یک تله شروع کنید. داستان را با یک سوال یا نظر که توجه را جلب می کند شروع کنید. مثلاً “این ·
من را یاد وقتی می اندازد که ….” می تواند شروع خوبی برای آماده کردن فرد مقابل برای شنیدن یک
داستان باشد.
داستان باید کوتاه باشد. وقت را با توضیح دادن پیشینه داستان اگر اهمیتی ندارد تلف نکنید. حرف ·
های اضافی را سانسور کنید و فقط قسمت های مهم را تعریف کنید. با این روش توجه فرد مقابل را برای
زمان بیشتری به خودتان معطوف می کنید.
تصویرسازی کنید. داستان را با احساس و با خلق تصویر بیان کنید. وقتی می توانید بگویید، “نمی ·
تونی تصور کنی اتاق چقدر شلوغ بود جای سوزن انداختن هم نبود” نگویید، “اتاق خیلی شلوغ بود”. گفتن
داستان ها به زبان اول شخص و استفاده از توصیفات کوتاه اما واضح توجه فرد مقابل را بیشتر جلب می کند.
نقشه را فراموش نکنید. داستانتان را تمرین کنید و ببینید کدام قسمت ها بیشتر جلب توجه می ·
کند. داستان های زیادی هست که من بارها تعریف می کنم و یاد گرفته ام روی کدام قسمت ها باید تاکید
بیشتری کنم و از کدام قسمت ها باید سریعتر بگذرم.
آنرا شخصی کنید. از گفتن داستان هایی که خودتان نقشی در آن ندارید خودداری کنید چون هیچ ·
اطلاعاتی درمورد شخصیت شما به طرف مقابل نمی دهد.
مخاطب را درگیر کنید. فقط نباید از اول تا آخر شما حرف بزنید. باید به داستان های طرف مقابل ·
هم گوش کنید و از او سوال کنید. اینکار باعث می شود از این توجه و علاقه شما خوششان بیاید.
راهکارهایی برای شکستن یخ مکالمه
عمومی
سوال های آزاد ·
– درمورد فلان چیز برایم بگو…
– چطور تونستی ….
درمورد سختی ها بپرسید ·
– سخت ترین قسمت کارت چه بود؟
– عجیب ترین مشتری که تا به حال داشتی چطوربود؟
سوال های پیگیر ·
– چرا؟
– چطور اتفاق افتاد؟
– آنجا چه اتفاقی افتاد؟
اول گوش کنید، بعد حرف بزنید ·
– بهترین قانون برای گفتگو این است که اجازه بدهید طرف مقابل اول حرف بزند، و شما به حرف های
او خوب گوش کنید و بعد جواب بدهید. تکرار برخی کلمات و کلمات تایید نشان دهنده این واقعیت است
که خوب به حرفهای او گوش داده اید و حرفهایش را متوجه شده اید.
نگران عوض شدن موضوع بحث نباشید ·
– نگران عوض شدن طبیعی موضوع بحث با پیش رفتن گفتگو نباشید. اگر شما درمورد چیزی حرف می
زده اید اما الان موضوع حرف زدنتان عوض شده، این یک نقطه مثبت است. به خاطر اینکه اگر مکالمه به هر
دلیل متوقف شود، می توانید بدون ایجاد تغییر در موضوع به آنچه می گفتید برگردید.
کار
چه چیز کارت برایت لذت بخش است؟ ·
این کار را چطور شروع کردی؟ ·
سخت ترین قسمت کارت چیست؟ ·
اجتماعی
چه جور فیلم هایی دوست داری؟ ·
درمورد خانواده ات برایم بگو. ·
رستوران مورد علاقه ات کجاست؟ ·
بهترین مسافرتی که تا حالا رفتی کجا بوده؟ ·
پیش از صحبت کردن فکر کنید
چند بار برایتان اتفاق افتاده که حرفی بزنید و بعد متوجه شده باشید که فرد یا افراد مقابل به درستی متوجه
منظور شما نشده اند و مخالف میلتان عمل کرده اند؟
تا کنون برایتان اتفاق افتاده که در یک کنفرانس و یا انجمن سخنرانی کرده باشید، اما پس از اتمام مراسم
آرزو کنید که ای کاش ارائه بهتری از خود به نمایش گذاشته بودید و مفهوم را به شیوه بهتری بیان می
نمودید؟
در این مقاله قصد نداریم به شما آموزش دهیم که چگونه می توانید در حین یک مکالمه خونسردی خودتان
را حفظ کرده و عصبانی نشوید، البته این مسئله به نوبه خود یک امر مهم در ارتباط با دیگران محسوب می
شود! اما می خواهیم در این مقاله به شما آموزش دهیم که در حین صحبت کردن چگونه می توانید تاثیر
بیشتری بر روی اطرافیان خود بگذارید و آنها را بهتر متوجه منظور خود کنید .
چقدر احتمال دارد که پیش از صحبت کردن چند لحظه صبر کرده و فکر کنید؟ بیشتر ما در لحظه ای که
شروع به صحبت کردن می کنیم فقط به چیزی که میخواهیم به آن برسیم فکر می کنیم و بعد هم دهانمان
را باز می کنیم و حرف می زنیم . اگر احساس میکنید که جزء این افراد هستید، باید بدانید که در گروه
اکثریت قرار دارید؛ اما در عین حال باید توجه داشته باشید که اگر حتی برای چند لحظه به سایر عوامل
دخیل در مکالمات روزمره خود دقت کنید، به تاثیر گذاری بیشتری در افراد مقابل خواهید رسید .
امری که می تواند به شما کمک کند تا تاثیر خود را بهبود بخشیده و ناکامی را تا میزان زیادی کاهش دهید،
این است که بدانید: "مصداق ارتباط، پاسخی است که از طرف مقابل دریافت می کنید ."
ارقام متداول نشان دهنده این امر هستند که وقتی ارتباط رودررویی با طرف مقابل داریم، تنها ۰۷ % از کل
پیام ما با لغات و زبان کلامی به شخص مقابل منتقل می شوند و ما بقی تاثیر از روی حرکات بدن و تن
صدای شما انتقال می یابند. هر چند لغات به نوبه خود سهم کوچکی را به خود اختصاص داده اند، و باید با
سایر المان ها همخوانی داشته باشند تا بتوانند معنای واقعی را به طرف مقابل انتقال دهند، اما به هر حال
یکی از موارد ضروری در ارتباطات به شمار می روند .
واقعاً عجیب است؛ چرا که ما آموزش های کافی برای نحوه صحیح برقراری ارتباط را نمی بینیم و اصلاً
متوجه نیستیم که تنها صحبت کردن مهم نیست و گوش دادن نیز یکی از فاکتورهای ضروری در مکالمات
محسوب می شود. در دنیای بزرگسالان اکثر راههای برقراری ارتباط به ارتباط لفظی ختم می شود. کمی به
گذشته و دوران تحصیل خود فکر کنید، ببینید که چقدر وقت صرف یادگیری خواندن و نوشتن کرده اید؟
هر چند در حال حاضر میزان باسوادی در کل جهان پیشرفت چشمگیری داشته، اما باید توجه داشت که در
طول این دوران هیچ گونه آموزش خاصی در مورد نحوه برقراری ارتباط صحیح، به دانش آموزان داده نمی
شود .
زمانیکه ارتباط رودرویی را با دیگران داریم برای اینکه بتوانیم بالاترین تاثیر را برر وی آنها بگذاریم -چه
مخاطب ما یک فرد باشد چه اشخاص زیادی باشند- بهتر است کمی صبر کنیم و به چند مسئله جزئی دقت
کنیم. اولین چیزی که باید پیش از هر چیز به آن توجه کنید این است که ببینید مخاطبتان چه کسی
است .
زمانیکه ما پیام های ارتباطی را "دریافت" می کنیم، این ارتباط از " فیلتر"های مختلفی می گذرد تا به ما
برسد. این فیلتر ها می توانند شامل موارد زیر باشند :

حالت روحی فردی ما و احساساتی که داریم
نظر ما نسبت به فرستنده پیام
ارتباطات قبلی با فرد مورد نظر
اینکه پیام چه اثری می تواند برای ما در بر داشته باشد
میزان درک فردی ما از لغاتی که می توانند مورد استفاده قرار بگیرند
نحوه تجزیه تحلیل لغات توسط ما
" برنامه" باطنی ما
به عنوان یک فرستنده پیام، تا کنون چقدر وقت گذاشتیم تا به این موارد فکر کنیم؟ چند لحظه به خودتان
وقت بدهید، در مورد مخاطبین خود فکر کنید، اگر بتوانید با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید، آنها خوشان
به شما کمک می کنند تا بتوانید منظور تان را واضح تر برایشان تشریح کنید. همه افراد برای بیان یک
مطلب شیوه های متفاوتی را انتخاب می کنند و همه سعی بر این دارند تا میزان تاثیرگذاری خود را افزایش
دهند. شاید شما در مورد ضرب المثل قدیمی " خودتان را جای آنها بگذارید" چیزهایی شنیده باشید. افرادی
که در برقراری ارتباط با دیگران موفق هستند، این کار را انجام می دهند حال چه به صورت آگاهانه چه به
طور ناخودآگاه. اگر شما مواضع فرد مقابل را در نظر گرفته و دنیا را از چشم های او مشاهده کنید، دید
بازتری پیدا کرده و راحت تر می توانید پیام خود را به او انتقال دهید. این امر شما را قادر می سازد تا
راههای متعددی برای بیان مطلبی که در ذهن دارید پیدا کنید .
همچنان که زندگی می گذرد و ما به عرصه های جدید آن قدم می گذاریم، نوعی تکنیک فردی برای
برقراری ارتباط با دیگران بر می گزینیم. کلید طلایی تاثیر گذاری بیشتر این است که انعطاف پذیری خود را
افزاش دهید تا قادر شوید پیام خود را آنچنان که مناسب حال مخاطب است به او انتقال دهید .
چند لحظه وقت بگذارید و بر روی حق انتخاب هایی که دارید تمرکز کنید. به عنوان مثال فرض کنید که
می خواهید یک اقامتگاه تفریحی را تشریح کنید .
آسمان آبی دریای آرام و دلپذیر که اشعه های نور خورشید بر روی آن طنین انداخته اند. شن های سفید
ساحل، رستوران کوچک ساحلی که مردم در حالیکه افتاب سوخته شده اند، اطراف آن نشسته اند و همچنان
که با هم صحبت می کنند، لبخند بر روی لبانشان نقش بسته. منظره جزیره از کلبه ها و ساختمان های
سفیدی تشکیل شده و از بالای تپه برگ های سبز زیتون قابل مشاهده است .
شاید شما بتوانید گرمای خورشید و شن های ساحل را احساس کنید. زمانیکه پایتان را بر روی شن های
ساحل می گذارید، آب به شما خوش آمد می گوید، وقتی هم که از آب بیرون می آیید و به سمت رستوران
می روید، اندیشه صرف یک لیوان نوشیدنی خنک به شما آرامش می دهد. بوی انواع کباب هایی که در
فضای باز درست میشود، شما را گرسنه کرده و دلتان می خواهد چیزی بخورید .
یا، سکوت ساحل که با رفت و آمد گاه و بی گاه جت اسکی در هم می شکند ! زمانیکه به سمت رستوران می
روید، صدای صحبت کردن افراد مختلف با لهجه های متفاوت را می شنوید. همچنان که به موزیک گوش
می دهید، می توانید به صحبت کردن با دیگران نیز فکر کنید و برای شام برنامه ریزی کنید. پرنده ها صبح
ها و بعد از ظهرها آواز می خوانند .
همه این موارد در حال توصیف همان محل و همان تعطیلات هستند. کدام یک از آنها برای شما جذاب تر
است؟
یکی از فاکتورهای اساسی در برقراری ارتباط، نحوه ارائه "لغات" مختلف و چیدن آنها در کنار یکدیگر است .
نمی توانیم بگوییم که کدام یک از موارد بالا به طور قطع "بهتر" از سایرین است. حقیقت اینجاست که در
مقوله برقراری ارتباط، افراد مختلف را می توان در این گروه ها دسته بندی کرد: "بصری" ، "احساسی" و
"شنیداری." به هر حال همه افراد توانایی استفاده از هر سه مورد را دارند، اما همیشه یکی از موارد بر
سایرین برتری دارد و از یکی از موارد دیگر به عنوان عامل پشتیبان استفاده می شود. بنابراین زمانیکه
اتفاقات مختلف را مرور می کنیم، از یکی از مواردی که برایمان طبیعی تر است استفاده میکنیم. کسی که
معمولاً از کانال ارتباط بصری خود استفاده می کند، ما برای به تصویر کشیدن یک مکان رویایی برای سپری
کردن تعطیلات، باید از زبانی استفاده کنیم که اشکال و صحنه ها را درذهن او به تصویر بکشد و آنها را قادر
کند که محل مورد نظر را در ذهن خود مجسم کنند. به هر حال با هر کسی که می خواهید صحبت کنید
باید با زبان خودش با او حرف بزنید. شما فکر می کنید که خودتان به کدام یک از این گروهها تعلق دارید؟
زمانیکه ما قصد صحبت کردن با دیگران را داریم – چه با تیم کاری خود در محل کار چه یک دوست – باید
به این امر توجه داشته باشیم که کلیه افراد از فروشنده گرفته تا خریدار، شیوه خاصی برای تجزیه تحلیل
اطلاعات دارند. شما زمانیکه می خواهید با آنها به درستی ارتباط برقرار کنید، باید حتماً به شیوه خودشان
سر صحبت را باز کنید. به هین دلیل هم هست که در آغاز این گفتار اشاره داشتیم که باید میزان انعطاف
پذیری خود را افزایش دهید .
زمانیکه می گوییم "قبل از حرف زدن فکر کنید" شما را به انجام چند ترفند مفید ترغیب می کنیم. در
اولین مرحله به مخاطب یا مخاطبین خود فکر کنید. در مورد آنها چه میدانید؟ واکنش آنها نسبت به حرف
های شما چیست؟ چقدر از حرف های شما را می توانند درک کنند؟ زمانیکه برای بررسی یک چنین
مطالبی وقت بگذارید، می توایند منظور خود را به درستی به دیگران منتقل کنید .
مرحله بعدی این است که در مورد مخاطب خود فکر کرده و ببیند به کدام یک از گروهای بصری، احساسی
و شنیداری بستگی دارند. البته انجام این کار زمانیکه طرف مقابل شما تنها یک نفر باشد، ساده تر است .
زمانیکه در مقابل گروهی از افراد قرار می گیرید، باید طوری حرف بزنید که با گفته های خود هر سه گروه را
تحت پوشش قرار دهید، البته اکثر افرا بصری و شنیداری هستند .
برای اینکه میزان آگاهی خود را از دیگران افزایش دهید، می توایند به دنبال چند "شاخص" اصلی باشید.
شاید پاسخ کلی را به شما ندهند، اما می توانند شما را در مسیر مناسب هدایت کنند .
افراد "بصری" معمولاً در حرف های خود از لغات تصویری استفاده می کنند . دایره لغات آنها از رنگ ها،
تصاویر و صحنه ها تشکیل شده است. آنها با حرف های خود مناظر و صحنه ها را نقاشی می کنند. آنها
همچنین خیلی تندتر صحبت می کنند، سرزنده تر هستند، و حرکات بیانگر بدنی شان بیشتر است و از
دستان خود برای تقویت تصاویر استفاده می کنند. حرکات دست آنها از بالای سینه به سمت خارج بیشتر
است .
افراد احساسی از حرف های احساسی استفاده می کنند. آنها در این مورد که چه احساسی دارند، صحبت می
کنند؛ نیاز دارند که چیزی را در دست بگیرند، احساس آنها در مورد چیزهای ملموس بیشتر است مثلاً یک
شیء چقدر نرم یا زبر است، و به طور کلی بیشتر در مورد احساست خود نسبت به چیزهای مختلف صحبت
می کنند. آنها کمی آرامتر صحبت می کنند، برای فکر کردن چند لحظه صبر می کنند و به احساسات خود
بیش از هر چیز اهمیت می دهند. آنها حرکات بیانگر بدنی زیادی از خود بروز نمی دهند و حرکات دست
هایشان بیشتر به سمت داخل است . ممکن است خودشان را با دست هایشان بگیرند و یا چیزی را در
دستشان بگیرند .
شنیداری ها از صحبت کردن در مورد مسائل مختلف لذت می برند! آنها معمولاً سؤال های زیادی می
پرسند و میخواهند در مورد موضوعات مختلف با هم بحث کنند. آنها خیلی ریز بین هستند و درکشان کمی
مشکل است. آنها گوش هایشان در همه حال تیز است، حرکات بیانگر بدنی شان ریتمیک بوده و بیشتر به
دهان، سر و گوش ها توجه دارند .
شاید تا کنون به این نتیجه رسیده باشید که پیش از صحبت کردن باید موارد بسیار زیادی را در نظر
بگیرید، اما اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که مدت زمان زیادی را در زندگی خود صرف صحبت کردن
می کنید و این کار ارزشش را دارد که مهارت های گفتاری خود را ارتقا بخشید. اگر توانایی انجام یک چنین
کاری را نداشته باشید، آنوقت مجبور می شوید که همیشه دیگران را محکوم به درک نکردن منظور خود
کنید. به هر حال همیشه تقصیر با طرف قمبال نیست. به عنوان فرستنده یک پیام باید مطمئن باشیم که
آنرا به درستی به گیرنده انتقا داده ایم. نه تنها باید سطح آنها را در نظر بگیریم و واکنش احتمالی شان را
پیش بینی کنیم، بلکه باید به قول معروف طول موجمان را نیز با آنها هماهنگ کنیم . باید همیشه به یادمان
باشد ممکن است با فردی که برای او پیغام می فرستیم تنظیم نشده باشیم. با فکر کردن در مورد اولویت
های خود می توانیم بفهمیم که کدام شیوه پردازش را محاسبه نکرده ایم. از اینجا به بعد می توانیم بر روی
افزایش قابلیت انعطاف پذیری برای استفاده از زبان مناسب برای پوشش ذهنی دیگران استفاده کنیم .
توجه – "مصداق ارتباط، پاسخی است که از طرف مقابل دریافت می کنید "
۱۲ نکته برای طرح گفتگوی کوتاه و سودمند
بر اساس مکتوبات "دبرا فاین" نویسنده کتاب "هنر مکالمات کوتاه " توانایی برقراری ارتباط با دیگران از
طریق گفتگوهای کوتاه می تواند شما را به جاهای بالایی برساند. "فاین" در گذشته یک مهندس خجالتی
بوده و در سمینارها و همایش ها داخل دستشویی پنهان می شده تا با دیگران برخوردی نداشته باشد و
مجبور نشود که با آنها صحبت کند. در حال حاضر او یک سخنران حرفه ای است و معتقد است که قابلیت
برقراری ارتباط با دیگران یک امر کاملاً اکتسابی است .
" فاین" و همراهانش راهکارهای زیر را برای برقراری یک مکالمه کوتاه، مختصر و مفید به ما پیشنهاد می
کنند :
۱ - زمانیکه آماده ملاقات با شخصی می شوید، چند مطلب مشترک را در ذهن داشته باشید تا در مورد آنها
صحبت کنید و همچنین چند سؤال نیز در ذهن داشته باشید تا آنها را مطرح کرده و طرف مقابل را نیز به
صحبت کردن وا دارید . اگر شخص مقابل را قبلاً ملاقات کرده اید، سعی کنید چیزهایی که از او به یادتان
مانده را به میان بکشید مثلاً علاقه مشترکتان به یک ورزش خاص، یا عضویت مشترک در یک مرکز خیریه .
۲ - اولین فردی باشید که می گوید: "سلام." اگر مطمئن نیستید که طرف مقابل شما را به درستی به جا
می آورد یا نه، خودتان را معرفی کرده و اسمتان را بگویید تا فشار و استرس کمتری را متحمل شود. به
عنوان مثال اینطور عمل کنید: "آقای علی کاظمی؟ من محسن بختیاری هستم، از دیدن شما خوشبختم"
لبخند یادتان نرود و زمانیکه فردی را ملاقات میکنید، حتماً با او دست بدهید .
۳ - در زمان معارفه دقت کافی داشته باشید و سعی کنید نام ها را به خاطر سپرده و در طول مکالمه به
کرات از آنها استفاده نمایید .
۴ - با بیان یک عبارت متداول کاری کنید تا طرف مقابل به صحبت کردن ادامه دهد و در نهایت هم یک
سؤال کلی از او بپرسید .
۵ - با توجه به حرف های او و نشان دادن واکنش های مثبت از طرف مقابل پشتیبانی کرده و تمام حواس
خود را به وی معطوف کنید. در تمام طول گفتگو ارتباط چشمی را برقرار نگه دارید و هنگامیکه فرد در حال
صحبت کردن با شماست سر خود را به این طرف و آن طرف نچرخانید و قسمت های دیگر اتاق را نگاه
نکنید .
۶ - بیشتر از آنچه حرف می زنید، گوش کنید .
% - چیز جالبی برای ارائه دادن در دست داشته باشید. سعی کنید دانش خود را همواره به روز نگه دارید و
از وقایع و اخبار جدید با اطلاع باشید. آگاهی از اخبار و وقایع فرهنگی می تواند به شما کمک کند تا راحت
تر با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. می توانید سر صحبت را با جمله هایی به این شرح باز کنید: "نظر شما
در مورد …….. چیست؟" ، و یا "شنیده اید که ………….؟" از موضوعات منفی و بحث برانگیز پرهیز کنید، و
وارد جزئیات مسائل شخصی نشوید .
۸ - اگر قصد دیدن شخص خاصی را دارید، بهترین راه این است که از یکی از آشنایان آن فرد تقاضا کنید تا
شما را به او معرفی کند. از یک دوست دو جانبه بخواهید تا این افتخار را نصیب شما کند .
۹ - اگر کسی کارت ویزیت خود را به شما تعارف کرد، آنرا به عنوان یک هدیه قبول کنید. با هر دو دست
آنرا بگیرید و مدتی به آن نگاه کنید و چیزهایی که روی آن نوشته شده است را به دقت بخوانید. وقتی
خواندن تمام شد، آنرا در جیب کت و یا کیف دستیتان قرار دهید تا با این کار نشان دهید که برایتان
ارزشمند است .
۱۰ - مراقب ژست و پرستیژ خود باشید. افرادیکه بیش از اندازه احساس راحتی میکنند، موجبات ناراحتی
دیگران را فراهم می آورند. از سوی دیگر اگر راحت نبودید باز هم اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و خود
را آرام و موقر نشان دهید .
۱۱ - پیش از آنکه در گفتگویی که تازه به آن پیوسته اید، شرکت کنید، ابتدا برای مدتی گوش دهید و
جوانب مختلف آن را در نظر بگیرید. مطئمناً دوست ندارید که با صحبت های نابجا فرصت های استثنایی را
پایمال کنید .
۱۲ - راههای فراری هم برای خود و هم برای طرف مقابل بگذارید. به عنوان مثال: "من باید همین حالا به
کار یکی از مشتری هایم رسیدگی کنم" و یا "من وقت نکردم نهار بخورم به همین خاطر باید یک سر به
بوفه بزنم" و یا "اجازه دهید نوشیدنی هایتان را عوض کنند ."
اما در چه زمانی باید از یک مکالمه بیرون آمد؟ باید کاری کنید که ابتدا تاثیر مناسبی بر روی فرد مقابل
بگذارید و همچنین کاری کنید که به دنبال شما بیایند به همین دلیل میبایست: "باهوش و مختصر عمل
کرده و آنها در انتظار بگذارید ."

 


بروز رسانی: 01 اردیبهشت 1397

همایش سرا راهی به سوی موفقیت