تاثیر مدرنیته و نوسازی بر افزایش سن ازدواج در دختران

  • تاثیر مدرنیته و نوسازی بر افزایش سن ازدواج در دختران

نوسازی و مدرنیته تغییرات زیادی در فرهنگ و رفتارهای انسانی به وجود آورده است، که از جمله می توان به تغییرات الگوی تشکیل خانواده و ازدواج اشاره کرد. ازدواج فرآیندی است که هم از بعد فردی و هم اجتماعی دارای آثار  و اهمیت بسیاری است و نوبه ی خود بر فرآیندهای مختلفی همچون باروری، مرگ و میر و مهاجرت تاثیرگذار است.

مطالب مهمی که در این مقاله دیده می شود به صورت زیر می باشد :

به ادامه مقاله توجه میکنیم که علل تاخیر در سن ازدواج را برای ما نمایان میکند:

تاخیر سن ازدواج، معضلی جهانی است

 

جوامع انسانی طی دو قرن اخیر، شاهد تغییرات اساسی در سن ازدواج بوده اند که این تغییرات نخست در کشورهای فراصنعتی اتفاق افتاد و سپس در قرن بیستم به کشورهای در حال توسعه سرایت کرد. بطوریکه «نسبت افراد ازدواج کرده در ایالت متحده امریکا که در سال ۱۹۶۰ ، ۷۸ درصد بود به ۵۲ درصد در سال 2000 و کمتر از ۵۰ درصد در سال ۲۰۰۵ کاهش یافت.

 

 خانواده ی ایرانی، همانند سایر خانواده ها در سراسر جهان، در مواجهه با مدرنیته به نوبه ی خود تغییراتی را متحمل شده است. افزایش سن و کاهش نرخ ازدواج از جمله تغییراتی هستند که در الگوی ازدواج جوانان ایرانی به وجود آمده است. بر اساس برخی آمارهای موجود، میانگین سن ازدواج در میان پسران27 تا 34 و در دختران 24 تا 29 سال است.

 

افزایش جهانی سن ازدواج حاصل تغییرات ساختاری و ارزشی است

 

اندیشمندانِ قائل به رویکرد ایده ای، معتقدند عوامل ارزشی و فرهنگی همچون سکولاریزم، اندیشه های دموکراتی و برابری گرایانه، گسترش آزادی های فردی و اجتماعی سبب تحولات اخیر در خانواده شده اند. مدرنیته به عنوان یک نظام، مجموعه ای از ارزش های فردگرایانه و سبک زندگی های متنوع و متفاوت را پیش روی افراد قرار داده است. در اندیشه ی مدرن لذت و ذائقه فردی، بعنوان یک اصل بر تمام تصمیمات انسانی غالب می شود. ازدواج نیز بعنوان یک قرارداد دو طرفه بر مبنای نفع و لذت و ترجیحات فردی تلقی میشود. بالتبع آن عدم تمایل به فرزندآوری، سقط جنین، ازدواج سفید،اولویت یافتن ملاکهای مادی در امر ازدواج، اتفاق می افتد.

بدین ترتیب با رهایی از سنت ها و مسئولیتهای مربوط به ازدواج سنتی، دسترسی بیشتر به منابع آموزشی و مالی و کم رنگ شدن مرزهای جنسیتی، تمایل افراد برای ازدواج و تشکیل خانواده کاهش پیدا می کند.

 

دختران ایرانی در برزخ سنت و مدرنیته

 

«حبیب پورگتابی» و «غفاری»، در پژوهشی در رابطه با بررسی علل و عوامل تاخیر سن ازدواج دختران ایرانی، علت اصلی را تجربه مدرنیته و نوسازی جامعه ایرانی عنوان می کنند. از نظر آنها تاثیر مدرنیته بر افزایش سن دختران را در سه سطح کلان، میانه و فردی منشا اثر است.

 

در سطح کلان هرچه جامعه از حالت سنتی خارج شده و به موقعیت مدرن نزدیکتر  شود، میزان افزایش سن ازدواج در آن بیشتر خواهد بود. نوسازی از طریق گسترش فرصت های تحصیلی، تغییرات در نیروی کار و نقش های مدرن و شهر نشینی باعث افزایش سن ازدواج می شود. ضمن اینکه نوسازی با ایجاد انتظاراتی برای استاندارد زندگی بعد از ازدواج، باعث تاخیر ازدواج می شود.

 

در سطح میانی، تاثیرات ناشی از تجربه مدرنیته ایرانی در مناطق گوناگونی متفاوت است. به هر نسبت که نفوذ مدرنیته در منطقه ای بیشتر باشد تاخیر سن ازدواج بیشتر اتفاق می افتد. در حال حاضر تاخیر سن ازدواج در کلان شهرهای تهران، شیراز و اصفهان بیش از سایر شهر هاست.

 

از دیگر سو آشفتگی های اقتصادی و اجتماعی در بدنه ی جامعه منجر به کاهش قطعیت های اقتصادی، ناامیدی اجتماعی، تغییر معیارها و انتظارات شده است. علیرغم بی ثباتی اقتصادی، انتظارات فرهنگی و سنتی در رابطه با هزینه ها و استانداردهای ازدواج و زندگی مشترک تغییری نکرده و این موضوع مزید بر علت شده است. آشفتگی های اجتماعی از جمله طلاق و خیانت های زناشویی، نیز به نوبه ی خود بر نگرش دختران نسبت به ازدواج تاثیر گذار است و موجب می شود در امر ازدواج احتیاط بیشتری به خرج بدهند.

نقش پر رنگ تحصیلات و اشتغال زنان در بین عوامل موثر بر تاخیر سن ازدواج

 

به نظر می رسد مدرنیته، تاثیر عمده ی خود را در قالب گرایش به ادامه تحصیل و اشتغال بر دختران ایرانی گذاشته است. در بسیاری از پژوهش های داخلی، تحصیلات به عنوان عاملی اساسی در تاخیر سن ازدواج دختران عنوان شده است. در حال حاضر بیش از ۶۰درصد از دانشجویان مراکز عالی را زنان تشکیل می دهند. ادامه تحصیل در مقاطع بالا، در زنان باعث افزایش استقلال فکری و آزادی از نظارت و کنترل خانواده و والدین می شود. به این ترتیب از ازدواج سنتی به سمت ازدواج خود انتخابی مایل می شوند. از طرفی، بالا بودن سطح تحصیلات نزد دختران تحصیل کرده و والدین شان، نوعی امتیاز قلمداد می شود. این پنداشت سبب به تعویق انداختن ازدواج با هدف رسیدن به گزینه های ایده آل تر می شود. پر واضح است که زنان شاغل نیز با دست یافتن به استقلال مالی، دیرتر به فکر ازدواج می افتند.

 

نکته ی قابل تامل دیگر در خصوص تحصیلات و اشتغال، پایین بودن درصد اشتغال زنان است. به این معنا، تعداد زیادی از زنان تحصیل کرده ی دانشگاهی که تن به ازدواج نداده اند، پس از فارغ التحصیلی موفق به پیدا کردن شغل نمی شوند. این موضوع موجب یاس، سرخوردگی و ناکامی این قشر از زنان تحصیل کرده ی مجرد می شود.

 

نهایتا می توان گفت بسیاری دخترانی که دچار تاخیر سن ازدواج می شوند، بر این باورند که هزینه های ازدواج بیش از فایده های آن است. به این معنا که ازدواج موجب سلب فرصتهای دیگر ازجمله ادامه تحصیل در مقاطع بالا و اشتغال می شود. 

 

برخی از پیامدهای تاخیر سن ازدواج

 

افزایش سن ازدواج اگرچه پیامدهای مثبتی همچون آمادگی اقتصادی و روانی و پختگی بیشتر دارد، به نوبه ی خود منجر به ایجاد پیامدهای منفی اجتماعی می شود. «از یک سو افزایش فاصله بین سن بلوغ و سن ازدواج، برآورده نشدن نیازهای جنسی را به همره دارد؛ که ممکن است به گسترش الگوهای جدید روابط بین دختران و پسران منجر شود. از طرفی با افزایش سن، عموما از جنبه های احساسی و عاطفی افراد کاسته شده و جنبه های عقلانی به معنای محسابه گرانه، شدت می یابند. این امر باعث افزایش برخی توقعات شده و فرآیند انتخاب همسر را دشوارتر می کند. از طرفی با افزایش سن شخصیت فرد هرچه بیشتر قوام یافته و انعطاف پذیری، که لازمه سازش زن و شوهر است کاهش می یابد. علاوه بر این افزایش سن ازدواج باعث افزایش اختلاف سنی  بین بچه ها و والدین می شود که یکی از پیامدهای محتمل آن پدیده ی شکاف نسلی است.

 

بروز اختلالات روانی: تاخیر سن ازدواج سبب بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی، وسواس و بیماری های مربوط به استرس، بویژه در زنان می شود. «افراد مجرد سه برابر بیشتر از افراد متاهل دچار بیماری افسردگی می شوند». ازدواج نوعی جنبه ی حمایتی دارد و به دلیل تعهداتی که در فرد ایجاد می کند، موجب افزایش انسجام اجتماعی می شود. به همین ترتیب احتمال خودکشی یک فرد متاهل بسیار کمتر از فرد مجرد است.

 

شکل گیری انواع جدید خانواده: درصورتیکه روابط زن و مرد خارج از چهارچوب ازدواج، پایدار و بلند مدت باشد منجر به شکل گیری و گسترش اشکال جدید خانواده می شود. اصطلاح "ازدواج سفید" یا "همباشی" به برای توصیف این دسته از روابط به کار می رود. در این الگو که اخیرا در برخی کلان شهرهای ایران از جمله تهران و شیراز و اصفهان رواج یافته است،  زن و مرد مدت زمانی طولانی یا نسبتا طولانی بدون عقد ازدواج، در خانه ای مشترک زندگی می کنند. در این نوع از رابطه، زن و مرد هیچگونه تعهد قانونی نسبت به هم ندارند و به راحتی می توانند از هم جدا شوند.اما نوع مهم دیگری که امروزه در بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده، خانواده های تک والدی هستند. این نوع خانواده، در پی بارداری های ناخواسته ی حاصل از روابط جنسی نامشروع شکل می گیرد. انواع دیگری همچون خانواده های مختلط، خانواده های ترکیبی و ... از جمله خانواده های جدیدی است که در جوامع دیگر در حال گسترش است».

 

آیا خانواده ی ایرانی رو به اضمحلال است؟

 

خانواده ی ایرانی در مواجهه با مدرنیته و جهانی شدن، به نوبه ی خود دچار تغییراتی شده و نسبت به گذشته تفاوت هایی را تجربه کرده است. از جمله تغییر الگوها و ملاک های انتخاب همسر، رواج روابط خارج از چهارچوب خانواده و تاخیر سن ازدواج که در این مقاله، تا حدودی مورد بررسی قرار گرفت. «آزاد ارمکی» معتقد است اگر معیارها و صفات مطلوب زن را در جامعه ی امروز به سه دسته ارزش های سنتی(همسر و مادر خوبی بودن)، ارزشهای مذهبی(مذهبی بودن و حجاب) و ارزشهای جدید یا مدرن(تحصیل کرده بودن و اشتغال بیرون از خانه) تقسیم کنیم، مورد سوم از اهمیت بیشتری در بین جوانان برخوردار است.

اما در هر صورت تغییراتی که به وجود آمده اند در صورت تداوم، خانواده ی ایرانی را با چالش های زیادی مواجه خواهند کرد.

 


بروز رسانی: 22 آبان 1396

همایش سرا راهی به سوی موفقیت