به خاطر سپاری و یادگیری

  • به خاطر سپاری و  یادگیری

برای اندازه گیری میزان به خاطر سپاری یک فرد، سه راه عمده وجود دارد:
۱-می توانیم از او بخواهیم هرآنچه را که به یاد دارید برایمان بازگو کند (یادآوری).
۲-می توانیم از او بخواهیم جواب صحیح را از میان دیگر جوابها تشخیص داده نشان دهد (بازشناسی).
۳-می توانیم ببینیم با چه میزان روانی و آسانی می تواند مطالب را برای بار دوم بیاموزد (بازآموزی).

یادآوری
بیشتر مردم هنگامی که از حافظه صحبت می کنند، منظورشان یادآوری است. یادآوری به جستجو در حافظه برای دستیابی به اطلاعات و پروراندن آنها نیاز دارد. یادآوری کاری است که به هنگام امتحانات و ارزسابی در مدرسه از شما یم خواهند آن را انجام دهید. سوالاتی همچون «پادشاهان دوره صفویه کدامند؟»، «پایتخت ترکیه چه نام دارد؟» و… یادآوری را می طلبند که مردم می گویند نمی توانند بعضی از چیزها را به خاطر بیاورند منظورشان این است که نمی توانند آن را یادآوری کنند.

چه بسا فردی که در یادآوری موضوعی ناتوان است، به وسیله سرنخ و اشاراتی قادر به یادآوری آن شود. این نوع یادآوری، یادآوری یاری شده نام دارد. مثلا گفتن حرف اول کلمات یادگیری شده، یادآوری آزمایش شوندگان را تا حد زیادی بهبود می بخشد. اگر نمی توانید رشته کوه های مهم آسیا را نام ببرید، سعی کنید با استفاده از حرف نخست نام این رشته کوهها – که به عنوان سرنخ آورده ایم – آنها را به یاد آورید: هـ – ا

روان شناسان از چند روش دیگر تیز جهت مطالعه و بررسی یادآوری استفاده می کنند. در روش یادآوری آزاد فهرستی از کلمات را، یکی پس از دیگری به فرد ارائه می کنند؛ او باید آن کلمات را یاد بگیرد و با ترتیب و نظمی که خودش می خواهد بازگو کند. به خاطر آوردن نام دوستانتان و نام پارکهای شهر، نمونه ای از این نوع یادآوری است.

در روش یادگیری زنجیره ای لیستی از کلمات را یکی پس از دیگری به فرد ارائه می کنند و او باید آن کلمات را به همان ترتیبی که برای او خوانده شده بازگو نماید. تفاوت بین این نوع یادگیری و یادآوری آزاد این است که در یادگیری زنجیره ای نظم و ترتیب مطالب مهم است و در واقع هرکدام از کلمات در آن زنجیره به عنوان سرنخی برای بازگویی کلمعه بعدی تلقی می گردد. یادگیری حروف الفبا و حفظ شعر مثالهایی از یادگیری زنجیره ای هستند.

روش سوم برای مطالعه و بررسی یادآوری، روش جفتهای متداعی نام دارد. در این روش جفتهایی از کلمات نشان داده می شود و فرد باید آنها را با هم پیوند دهد (تداعی کند) و پس از آن هنگامی که کلمه نخست ارائه می شود او باید کلمه دوم را بگوید. یادگیری پایتخت کشورها و یادگیری زبان خارجی به وسیله کارت ها مثال های از آن نوع یادگیری هستند. نظام زنجیر که در فصل ششم آمده، جهت بهبود بخشیدن به حافظه در یادگیری زنجیره ای مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

بازشناسی
ممکن است فردی حتی با وجود سرنخ و اشاره باز هم نتواند موضوعی را یادآوری کند، اما به وسیله روش بازشناسی – که جهت اندازه گیری حافظه به کار می رود – رگه هایی از یادآوری در او دیده شود. هنگامی که موضوعی را بازشناسی می کنیم در واقع متوجه می شویم که آن موضوع برایمان آشناست و قبلاً با آن برخورد داشته ایم (بازشناسی از نظر لغوی یعنی دوباره شناختن). در یادآوری سئوال این است که «جواب چیست؟»، اما در بازشناسی سوال این است که: «آیا جواب این است؟». پرسشهایی که در مدارس تحت عنوان پرسشهای چند گزینه یا انجام می شود نمونه ای از کار بازشناسی است. سوال زیر نمونه ای از پرسش چند گزینه ای است:

کدام یک از شهرهای زیر پایتخت پاکستان است؟
الف) کراچی ب) اسلام آباد ج) کابل د) دهلی نو
بازشناسی معمولاً ساده تر از یادآوری است. دلیلش هم این است که ما دیگر مجبور نیستیم به دنبال اطلاعات بگردیم؛ جواب درست در گزینه ها آورده شده و تنها کاری که ما باید انجام دهیم این است که آن را از میان دیگر پاسخهای داده شده تشخیص دهیم و علامت بزنیم بیشتر مردم قیافه دیگران را بهتر از نامهایشان به خاطر می آورند (آیا تا به حال شنیده اید که کسی بگوید:"اسمتان را می دانم اما قیافه تان را به خاطر نمی آورم"؟!). یکی از دلایل این امر آن است که به خاطر آوردن چهره، «بازشناسی» است؛ اما به خاطر اوردن نام افراد «یاد آوری» است.

بازآموزی
ممکن است فردی در یادآوری، یادآوری با سر نخ و حتی در بازشناسی مطلبی ناتوان باشد، اما به وسیله سومین روش اندازه گیری حافظه که بازآموزی نام داد نشانه هایی از یادسپاری را از خود نشان دهد. مدت زمانی که طول می کشد چیزی را برای بار اول یاد بگیرد اندازه گیری کنید. پس از آن، مدت زمانی را نیز که طول می کشد آن چیز را دوباره یاد بگیرد بسنجید. اگر آن موضوع را در دفعه دوم سریعتر یاد گرفته باشید نشانه ای خواهد بود بر اینکه هنوز چیزی از آن موضوع در حافظه تان باقی مانده است.

بازآموزی را می توان به کمک تجربه ای که برای همگان آشناست روشن ساخت: فرض کنید شخصی زبان بیگانه ای را که در چندین سال قبل یاد گرفته، فراموش کرده است و هم اکنون می خواهد آن را دوباره یاد بگیرد. او ممکن نیست که بتواند آن را «یادآوری» کند. احتمال دارد مقدار کمی از آن را «بازشناسی» کند. اما هنگامی که شروع به یادگیری آن می کند، درمی یابد که مطلب فراموش شده، راحت تر به ذهنش باز می گردند. همچنین ممکن است شما رودها و کوههای مهم اروپا و یا هر چیز دیگری را که در مدرسه خوانده اید به خاطر نیاورید؛ اما احتمالاً این مطالب را سریعتر از فردی که تا بحال آنها را ندیده، بازآموزی خواهید کرد.

به طور خلاصه، این سخن درست نیست که صرفاً به جهت آنکه نتوانستید چیزی را یادآوری کنید گفته شود پس هیچ چیز از آن را به خاطر نسپرده اید. ممکن است اطلاعات سودمند به وسیله یادآوری قابل دسترس نباشند اما دستیابی به آنها به وسیله بازشناسی و بازآموزی ممکن باشد. هنگامی که یادآوری از جهت کشف مطالب نگهداری شده ناتوان است، عموماً بازشناسی میزان دقیقتری برای اندازه گیری یادسپاری می باشد؛ همچنان که بازآموزی معیاری حساس تر و دقیق تر از بازشناسی است اگر بتواند چیزی را بازشناسی کنید و یا آنکه مطلبی را سریعتر از بار نخست یاد بگیرد، دلیل آن خواهد بود که مقداری از آن را در حافظه خود نگه داشته اید؛ اگرچه قادر به یادآوری آن موضوع نباشید. این جوابی است برای آن دسته از افراد که می گویند حافظه شان برای مطالعه خوب کار نمی کند چون نمی توانند چیزی از آن را یادآوری کنند.


بروز رسانی: 02 اردیبهشت 1396

همایش سرا راهی به سوی موفقیت